رازهای ساخت عادت های خوب
چرا به دانسته های خود عمل نمیکنیم؟
نگاهی سطحی به این موضوع نشان میدهد که این افراد مطالبی را که آموزش دیده اند عملی نمیکنند، آنها مطالب را یاد میگیرند؛ ولی شاید علاقه ای به اجرای آن ندارند.
درواقع موضوع این است: شخص با علاقه فراوان مطلبی را می آموزد، هنگام خروج از سالن همایش به خودش قول میدهد که تمامی مطالب جدید را به کار گیرد. اولین روزی که به محل کارش میرود سعی میکند چند نکته را اجرا کند؛ ولی انجام فعالیت های جدید معمولا سخت و خسته کننده است. این تلاش ها چند روز متوالی ادامه پیدا میکند و نا مرتب تر میشود تا در نهایت شخص ناگهان در می یابد به همان روشهای قبلی خود بازگشته است و هیچ تغییری در او ایجاد نشده است!
بسیاری از کسانی که در دوره های مدیریت زمان شرکت میکنند، حداقل چند روز شروع به نوشتن فهرست روزانه میکنند، کارها را اولویت بندی می کنند و … ولی پس از مدتی کوتاه به شرایط قبلی برمیگردند

ساخت عادتها
چگونه است که تعداد کمی از افراد خیلی موفق هستند، عملکرد بالایی دارند و کارهای خیلی بزرگی را انجام میدهند و افراد دیگر در همان سطحی که هستند باقی می مانند و هیچگاه پیشرفت نمی کنند و از آن چیزی که هستند فراتر نمی روند؟
پاسخ این سوال در عادتهای شخص نهفته است. شاید این موضوع مهمترین وجه تمایز افراد خارق العاده با افراد معمولی باشد.
افراد خارق العاده تمام کارهای مهم زندگی را تبدیل به عادت کرده اند. وقتی انجام یک فعالیت به عادت تبدیل میشود. دیگر انجام آن به فراموشی سپرده نمیشود. خستگی، شرایط نامناسب و هیچ موردی باعث نمیشود از انجام کار صرفنظر کنیم.
ساخت عادتها مفهوم بسیار مهمی است که ورزشکاران بر این موضوع کار می کنند. مدیران و کارمندان نیز میتوانند از این ایده استفاده کنند.

کاهش مصرف انرژی
درباره عملکرد بدن انسان نکته بسیار جالب و عجیبی وجود دارد. خداوند انسان را طوری طراحی کرده که وقتی کاری را زیاد تکرار میکنیم، بدن تشخیص میدهد که باید این عمل را به عادت تبدیل کند. هر چه انجام یک فعالیت به عادت عمیق تری تبدیل شود، بدن برای انجام آن، انرژی کمتری مصرف میکند! عادتها از آن جهت ایجاد میشوند که ارتباطات مغز انسان به گونه ای است که همواره در جستجوی روش هایی برای حفظ انرژی است.
محققانی که علم عادتها را مطالعه میکنند مشاهده کرده اند؛ بیمارانی که حافظه خود را به دلیل بیماری یا تصادف از دست می دهند، همچنان توانایی انجام عادات خود را دارند.
آقای چارلز دوهیگ در کتاب «قدرت عادت» توضیح داده است که بیماری به نام یوگن در اثر حمله صدمه بار التهاب مغزی، نمی توانست حتی طرحی ساده از خانه اش را رسم کند؛ اما وقتی میخواست چیزی بخورد، به راحتی راه آشپزخانه را پیدا میکرد. مورد این بیمار ثابت کرد «کسی که حتی سن خودش و تقریبا هیچ چیز دیگری را به یاد نمی آورد، می تواند عادتهای بسیار پیچیده را انجام دهد».
کسانی که برای اولین بار رانندگی را می آموزند، پس از یک ساعت تمرین آنقدر خسته میشوند که شاید نیاز به استراحتی طولانی داشته باشند؛ چون این کار تمرکز و دقت زیادی می طلبد و انرژی فیزیکی، فکری و احساسی زیادی مصرف میکند. شخص باید به روبرو توجه کند، دنده را به موقع عوض کند، در زمانهای مناسب به آینه نگاه کند، فواصل را تخمین بزند و … ولی فردی که 10 سال رانندگی کرده است حین رانندگی انرژی بسیار کمتری مصرف میکند؛ زیرا اغلب فعالیتها از روی عادت انجام میشود.

قدرت عادت
تحقیقاتی که در دانشگاه دوک در سال 2006 انجام شد نشان میدهد که بیش از 40 درصد کارهای روزانه از روی عادت و بدون هیچگونه تصمیم گیری انجام میشود!
برخی عادت دارند که مرتب به یخچال سری بزنند، حتی اگر نیازی به خوراکی یا آب نداشته باشند. وقتی از این افراد می پرسیم در روز چند بار به یخچال مراجعه میکنید، جواب آنها بسیار کمتر از تعداد واقعی مراجعه است. آنها شاید بگویند 8 بار، درصورتی که در روز بیش از 30 بار به یخچال سر میزنند. این موضوع نشان می دهد عادتها میتواند باعث بروز رفتاری شود که خودمان هم به آن توجه نمی کنیم.
مورد دیگری که در جلسات برخورد میکنم، صحبت با تلفن همراه است. برخی عادت دارند هنگام صحبت با تلفن همراه بلند شوند و به گوشه خلوتی بروند. گاهی در جلساتی که شرکت میکنم، فردی برای پاسخگویی به موبایلش بلند میشود و بدون گرفتن اجازه وارد یکی از اتاق های شرکت می شود! این فرد آنقدر به این فعالیت عادت کرده که هیچ توجهی به شرایط اطراف نمیکند و ناخودآگاه به عادت خود رجوع میکند. تاثیر عادتها در موفقیت انکارناپذیر است. اگر نتوانیم کارهای مهم را به عادت تبدیل کنیم، حفظ تداوم در آن کارها بسیار سختتر میشود.

عادتهای خوب، عادتهای بد
وقتی درباره عادتها صحبت میکنیم معمولا به فکر عادتهای بد و مضر می افتیم. اگر هیچ تلاشی برای شکل گرفتن عادتهای خوب نکنیم، عادتهای بد و مضر در ما پدیدار میشود. افرادی که به مصرف دخانیات عادت کرده اند، با کوچکترین بهانه ای سراغ آن میروند و به بدن خود صدمه میزنند. اگر عادت تا این حد قدرتمند است که میتواند بر رفتار و عملکرد ما تاثیر بگذارد، پس چرا به انجام فعالیتهای خوب و مفید عادت نکنیم؟ اگر تمام فعالیتهای مهم زندگی را به عادت تبدیل کنیم پس از مدتی دستاوردهای ما باعث حیرت دیگران می شود.

تبدیل فعالیت های مهم به عادت
چگونه میتوان یک فعالیت خوب و مفید را به عادت تبدیل کرد؟
ساده ترین جواب ممکن این است: اگر یک فعالیت را برای مدتی کافی تکرار کنیم، به عادت تبدیل میشود. این عادت هرچه بیشتر ادامه پیدا کند، به عادت عمیق تری تبدیل میشود. بسیاری از عادتها میتواند در زمانی حدود 30 روز شکل بگیرد. پس اگر بتوانیم 30 روز متوالی دقیقا در یک زمان مشخص با شرایط مشابه کاری را تکرار کنیم، پس از آن، فعالیت موردنظر را از روی عادت انجام خواهیم داد. با این روش میتوانیم کارهای سخت و مهم را به عادتی تبدیل کنیم که خودبه خود انجام میشود. البته عدد 30 روز تقریبی است. در برخی افراد شاید تکرار کاری به مدت 20 روز تبدیل به عادت شود و در برخی افراد شکل گیری عادت بیشتر طول بکشد.
نکته مهم آن است که کار مورد نظر را به اندازه کافی تکرار کنیم تا در مغز به عنوان عادت ثبت شود.

روز اول ایجاد عادت جدید
اگر این سی روز را به سه بازه زمانی ده روزه تقسیم کنیم. در ده روز اولی که میخواهیم عادت جدیدی را کسب کنیم یا عادت دیگری را جایگزین کنیم. سیستم بدن از پذیرش آن خودداری میکند و این چهار انرژی به گونهای هستند که دوست ندارند تغییر وضعیت دهند.
اگر به اطرافیانتان دقت کنید افرادی که تصمیم می گیرند رژیم لاغری بگیرند یا سیگار را ترک کنند اغلب آنها موفق نمیشوند تلاش های خود را تا 10 روز ادامه دهند و قبل از آن ناامید میشوند؛ چون معمولا در 10 روز اول بدن در حالت تدافعی قرار دارد و نمی گذارد عادتها تغییر کنند و همین موضوع باعث میشود که اغلب افراد قبل از این 10 روز تسلیم شوند و تلاش را ادامه ندهند. بیشترین نگرانی تغییر یا نگرانی ایجاد یک عادت در همان 10 روز اول است.
چگونه میتوانیم سختی کار را کاهش دهیم؟ برنامه ریزی تمام مراحل و جزئیات کار راه حل بسیار مناسبی است.برای مثال فرض کنید میخواهیم عادت کنیم که هر روز صبح به محض بیدار شدن یک لیوان آب بنوشیم. برای این کار در جای خاصی یک لیوان قرار میدهیم که روی آن نوشته شده آب بخورید؛ جایی که امکان نداشته باشد آن را نبینیم. باید تمامی مراحل را از قبل برنامه ریزی کنیم. شب قبل میتوانیم یک آب معدنی در یخچال بگذاریم و بدانیم باید از آن جا آب برداریم و داخل لیوان بریزیم. آماده سازی تمام مراحل کار باعث میشود که پذیرش عادت راحت تر شود.
حال فرض کنید تصمیم میگیریم که هر روز صبح یک لیوان آب بخوریم ولی تصمیم نگرفته ایم با کدام لیوان و محل لیوان را مشخص نکرده ایم. در این حالت کار بسیار سخت تر و احتمال موفقیت در ایجاد عادت جدید کمتر میشود.

۱۰ روز دوم و سوم ایجاد عادت جدید
در ده روز دوم مقاومت بدن کمتر میشود، یعنی سیستم بدنی و ذهنی ما به گونه ای است که مقاومت میکند؛ ولی در حال پذیرش شرایط جدید است.
تا این مرحله بدن با شکل گیری عادت جدید مقابله میکند؛ اما در ده روز سوم سیستم بدن شروع به وفق دادن خود با وضعیت جدید میکند. در این مرحله کار آسانتر میشود و در واقع بدن انرژی کمتری برای انجام آن کار جدید مصرف میکند. پس برای ایجاد عادتهای جدید شاید مهمترین کار آن باشد که برای ده روز اول یک برنامه ریزی کاملا دقیق داشته باشیم و تمام جزئیات را روی کاغذ بنویسیم و شرایط را مهیا کنیم تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.
شاتل هایی که به خارج از جو پرتاب میشوند 87 درصد سوخت را فقط در 2 دقیقه اول مصرف میکنند. مصرف انرژی برای ایجاد تغییر در ما هم اینچنین است. برای کسب یک عادت جدید، بیشترین انرژی در همان چند روز اولیه مصرف میشود. سخت ترین قسمت کار همان اولین قسمت کار است. برای کسب یک عادت جدید باید سعی کنیم به هر قیمت ممکن 10 روز اول را بدون تسلیم شدن طی کنیم.

چرخه شکل گیری عادتها
آقای چارلز دوهیگ کتابی با نام «قدرت عادت» نوشته است. این کتاب درباره چگونگی شکل گیری عادتها و روش تغییر عادتهای زندگی صحبت میکند. در این کتاب از چرخه شکل گیری عادتها صحبت میشود که به طور خلاصه آن را توضیح میدهیم.
شکل گیری عادتها در سه مرحله انجام میشود.
ما با «نشانه» هایی در زندگی برخورد میکنیم؛ مثال در محل خاصی قرار میگیریم یا بوی خاصی را استشمام می کنیم. این نشانه ها مغز را وادار میکند تا «فعالیت» خاصی را انجام دهد و این فعالیت منجر به یک «پاداش» می شود. این پاداش میتواند نتیجه ای ملموس یا حتی یک احساس خوب باشد. این موضوع باعث میشود در دفعات بعد وقتی با این «نشانه» برخورد میکنیم با شدت بیشتری این فعالیت را انجام بدهیم تا به همان پاداش برسیم و این چرخه آنقدر ادامه پیدا میکند که فعالیت موردنظر تبدیل به عادت عمیق میشود.
این عادتهای عمیق در هر زمینه ای میتواند آنقدر تاثیرگذار باشد که اگر یک روز انجام نشود روی سیستم بدن ما اثر منفی بگذارد. بنابراین میتوان کارها و فعالیتهای مهم و مفید را به عادتهای عمیق تبدیل کرد.